پرونده ناپدید شدن رانيا عباسی و شش فرزندش؛ پایانی تلخ برای یکی از دردناک‌ترین معماهای سوریه

منتشر شده در
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

اعلام مرگ شش فرزند رانيا عباسی، دندانپزشک و قهرمان پیشین شطرنج سوریه، پس از بیش از ۱۳ سال ابهام و انتظار، یکی از دردناک‌ترین پرونده‌های ناپدیدسازی اجباری در سوریه را دوباره به کانون توجه افکار عمومی بازگردانده است.

هیئت ملی مفقودان سوریه اعلام کرد که پس از بررسی داده‌ها، ویدیوها و اطلاعات موجود، به نتایجی «قابل اعتماد» رسیده که مرگ کودکان رانيا عباسی را تایید می‌کند. این اعلامیه نه تنها پایانی بر یکی از طولانی‌ترین انتظارهای یک خانواده سوری بود، بلکه بار دیگر بحثی گسترده‌تر را درباره سرنوشت هزاران مفقود و ناپدیدشده دوران حکومت بشار اسد زنده کرد.

وزارت کشور سوریه نیز گفته است که در چارچوب تحقیقات جاری، از طریق بازجویی از بازداشت‌شدگان و بررسی مدارک به اطلاعاتی دست یافته که نشان می‌دهد این کودکان به دست نیروها و گروه‌های وابسته به حکومت پیشین کشته شده‌اند. این وزارتخانه همچنین از «اطلاعات اولیه» درباره نقش امجد یوسف، یکی از متهمان اصلی پرونده موسوم به «کشتار تضامن»، در این پرونده خبر داده است.

با این حال، مقام‌ها و خانواده عباسی تاکید کرده‌اند که هنوز بخش‌های مهمی از پرونده روشن نشده است: پیکر کودکان کجاست؟ چه کسانی در قتل آن‌ها نقش مستقیم یا غیرمستقیم داشته‌اند؟ رانيا عباسی و همسرش عبدالرحمن یاسین چه سرنوشتی پیدا کرده‌اند؟ و آیا این پرونده می‌تواند سرآغاز روندی جدی‌تر برای پاسخ‌گویی درباره ناپدیدشدگان سوریه باشد؟

رانيا عباسی که بود؟

رانيا عباسی پیش از آنکه نامش با یکی از مشهورترین پرونده‌های ناپدیدسازی اجباری در سوریه گره بخورد، چهره‌ای شناخته‌شده در جامعه ورزشی و پزشکی این کشور بود. او دندانپزشک بود و در سال‌های جوانی در رشته شطرنج در سطح ملی و منطقه‌ای برای سوریه بازی کرده بود. رسانه‌های سوری و عربی از او به عنوان قهرمان پیشین شطرنج و یکی از زنان موفق نسل خود یاد کرده‌اند.

او با عبدالرحمن یاسین، پزشک سوری، ازدواج کرده بود و با شش فرزندشان در دمشق زندگی می‌کردند. فرزندان آن‌ها، دیمه، انتصار، نجاح، ولاء، احمد و لیان، هنگام بازداشت بین حدود یک سال و نیم تا ۱۴ سال سن داشتند.

در مارس ۲۰۱۳، در یکی از خشونت‌آمیزترین دوره‌های جنگ داخلی سوریه، نیروهای امنیتی ابتدا عبدالرحمن یاسین را بازداشت کردند. چند روز بعد، ماموران دوباره به خانه آن‌ها بازگشتند و رانيا عباسی، شش فرزندش و منشی مطب او را نیز با خود بردند. از آن زمان، خبری رسمی و قطعی از این خانواده در دست نبود.

در روایت‌های منتشرشده درباره این پرونده، گفته شده که عبدالرحمن یاسین به دلیل کمک به آوارگان و خانواده‌های آسیب‌دیده از جنگ مورد توجه نهادهای امنیتی قرار گرفته بود. رانيا عباسی نیز به فعالیت‌های انسان‌دوستانه شناخته می‌شد و گزارش‌ها می‌گویند که او در مطب خود در دمشق به آوارگان حمص پناه داده بود. همین فعالیت‌ها در فضای امنیتی آن سال‌ها می‌توانست برای یک خانواده کافی باشد تا هدف بازداشت، بازجویی و ناپدیدسازی قرار گیرد.

خانواده عباسی سال‌ها پس از ناپدید شدن آن‌ها میان روایت‌های ضدونقیض سرگردان بود. آن‌ها به زندان‌ها، نهادها، واسطه‌ها و سازمان‌های حقوق بشری مراجعه کردند، اما هیچ پاسخ روشنی نگرفتند.

پس از سقوط حکومت بشار اسد، امیدهایی برای روشن شدن سرنوشت ناپدیدشدگان ایجاد شد. زندان‌ها، پرونده‌ها، گورهای جمعی و اسناد امنیتی به تدریج به موضوع بررسی نهادهای رسمی و حقوق بشری تبدیل شدند. اما برای خانواده عباسی، حتی این مرحله نیز ابتدا پاسخی قطعی به همراه نداشت. هیچ نشانه‌ای از رانيا، همسرش یا فرزندانشان در میان آزادشدگان و پرونده‌های اولیه پیدا نشد.

پرونده این خانواده از آن جهت در حافظه عمومی سوری‌ها جای گرفت که تنها یک پرونده فردی نبود. بازداشت همزمان یک مادر و شش کودک خردسال، همراه با سکوت طولانی نهادهای امنیتی، این پرونده را به نماد خشونت نظام و ناپدیدسازی اجباری در دوران جنگ تبدیل کرد. برای بسیاری از سوری‌ها، نام رانيا عباسی یادآور هزاران خانواده‌ای است که هنوز نمی‌دانند عزیزانشان زنده‌اند یا در زندان‌ها، بازداشتگاه‌ها یا گورهای ناشناس جان باخته‌اند.

امجد یوسف، ویدیوهای تازه و پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقیقت

تحول تازه در پرونده رانيا عباسی پس از بررسی مجموعه‌ای از ویدیوها و داده‌ها رخ داد که به گفته هیئت ملی مفقودان سوریه از مسیرهای رسمی و حقوقی در اختیار این نهاد قرار گرفته بود. این هیئت اعلام کرد که پس از تحلیل فنی و تطبیق اطلاعات، به این نتیجه رسیده است که کودکانی که در این تصاویر دیده شده‌اند، فرزندان رانيا عباسی هستند.

نامی که بار دیگر در این پرونده برجسته شد، امجد یوسف بود؛ افسر پیشین اطلاعات نظامی سوریه و یکی از چهره‌های اصلی پرونده کشتار تضامن. این کشتار به مجموعه‌ای از اعدام‌های میدانی در جنوب دمشق در سال ۲۰۱۳ اشاره دارد که ویدیوهای آن سال‌ها بعد منتشر شد و جهان را شوکه کرد. در آن تصاویر، مردانی چشم‌بسته و دست‌بسته به سوی گودالی هدایت می‌شدند و سپس با شلیک گلوله آن‌ها را می‌کشتند. امجد یوسف در تحقیقات رسانه‌ای و حقوقی به عنوان یکی از عاملان اصلی آن کشتار معرفی شد.

او در آوریل ۲۰۲۶، پس از مدت‌ها فرار، در عملیاتی امنیتی در حومه شهر حما بازداشت شد. دستگیری او برای بسیاری از خانواده‌های قربانیان حکومت پیشین، روزنه‌ای برای امید به پاسخ‌گویی بود.

حسان عباسی، دایی کودکان، در ویدیویی اعلام کرد که خانواده سرانجام به مرگ کودکان اطمینان پیدا کرده است. او گفت که کودکان «به دست امجد یوسف» کشته شده‌اند و از درد خانواده‌ای سخن گفت که سال‌ها با امید دیدار دوباره آن‌ها زندگی کرده بود.

نایله عباسی، خواهر رانيا، نیز گفته است که او و برادرش ویدیویی را دیده‌اند که در آن کودکان در اتاقی تاریک دیده می‌شوند. به گفته او، در این تصاویر صدایی شنیده می‌شود که به امجد یوسف نسبت داده شده و تاریخ ۱۱ مارس ۲۰۱۳ را ذکر می‌کند. او گفته است که در تصاویر، دور گردن برخی کودکان نشانه‌هایی شبیه طناب دیده می‌شود و خانواده احتمال می‌دهد که آنان بر اثر خفگی کشته شده باشند.

اما خانواده همزمان گفته است که در ویدیو، امجد یوسف در حال کشتن کودکان دیده نمی‌شود. گفته شده که فرد فیلم‌بردار در تصویر نیست و شناسایی او بر اساس صدا و تطبیق با ویدیوهای دیگر انجام شده است. آنچه تاکنون از سوی هیئت ملی مفقودان تایید شده، مرگ کودکان با درجه بالایی از اطمینان است، اما مسیر قضایی برای تعیین مسئولیت مستقیم افراد هنوز ادامه دارد.

همچنین درباره مسیر انتقال ویدیوها و زمان انتشار اطلاعات اختلاف و انتقادهایی مطرح شده است. خانواده عباسی از نحوه اطلاع‌رسانی و انتشار بخشی از اطلاعات پیش از هماهنگی کامل با آنان انتقاد کرده‌اند و گفته‌اند که اعلام عمومی جزئیات، شوک تازه‌ای به بازماندگان وارد کرده است.

در برابر این انتقادها، نهادهای رسمی تاکید کرده‌اند که این پرونده را در چارچوبی حقوقی، انسانی و فنی بررسی کرده‌اند و مرحله بعدی شامل یافتن بقایای اجساد، نمونه‌برداری دی‌ان‌ای و تطبیق آن با بانک اطلاعاتی مفقودان خواهد بود.

از پرونده یک خانواده تا پرسشی بزرگ درباره عدالت انتقالی در سوریه

پرونده فرزندان رانيا عباسی در مقطعی مطرح شده که سوریه با یکی از دشوارترین میراث‌های دوران حکومت بشار اسد روبه‌روست: سرنوشت مفقودان، زندانیان کشته‌شده، گورهای جمعی و هزاران خانواده‌ای که هنوز پاسخی نگرفته‌اند.

سازمان‌های حقوق بشری در سال‌های گذشته بارها گفته‌اند که ده‌ها هزار نفر در سوریه قربانی ناپدیدسازی اجباری شده‌اند. شبکه سوری حقوق بشر در گزارش‌های خود از ابعاد گسترده بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و ناپدیدسازی اجباری سخن گفته و تاکید کرده است که این جرایم تنها با روشن شدن سرنوشت قربانیان پایان نمی‌یابد، بلکه تا زمانی که حقیقت، پاسخ‌گویی و جبران خسارت محقق نشود ادامه دارد.

برخی فعالان می‌گویند همه ویدیوها، اسناد و اطلاعات مربوط به حکومت سابق باید در یک آرشیو ملی ثبت شود تا تاریخ تحریف نشود و عاملان نتوانند از مسئولیت بگریزند. در مقابل، برخی خانواده‌ها و حقوقدانان هشدار می‌دهند که انتشار عمومی تصاویر اجساد، شکنجه یا لحظات مرگ می‌تواند به بازماندگان آسیب روانی تازه‌ای وارد کند و کرامت قربانیان را نقض کند.

برخی کارشناسان و فعالان خواهان تشکیل سازوکاری مستقل، حرفه‌ای و قابل اعتماد هستند که بتواند اسناد را حفظ، صحت‌سنجی و طبقه‌بندی کند، خانواده‌ها را در جریان روند تحقیق بگذارد، از انتشار بی‌ضابطه تصاویر جلوگیری کند و در عین حال مسیر دادخواهی را مسدود نکند.

برای خانواده عباسی، اعلام مرگ کودکان شاید به بخشی از انتظار پایان داده باشد، اما دادخواهی و جست‌وجوی آن‌ها برای عدالت هنوز کامل نشده است. پیکرها پیدا نشده، محل دفن مشخص نیست، سرنوشت رانيا و همسرش همچنان مبهم است و عدالت هنوز اجرا نشده است.