محمود احمدی‌نژاد؛ از «اتهام جاسوسی به وزارت اطلاعات» تا ادعای «گزینه جانشینی رهبری»

    • نویسنده, شهاب میرزایی
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه

روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی از برنامه «جسورانه» نیروهای آمریکایی و اسرائیلی برای آنچه عملیات «آزادی» محمود احمدی‌نژاد «از حصر خانگی» و «تسهیل روند تغییر رژیم» ایران با کمک رئیس‌جمهور پیشین خوانده، خبر داده است.

بر اساس گزارش رسانه‌های ایران، منزل مسکونی محمود احمدی‌نژاد در اولین روز از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ هدف قرار گرفت و شایعاتی درباره کشته شدن او مطرح شد. روزنامه ایران، وابسته به دولت جمهوری اسلامی ایران، همان روز در حساب رسمی خود در شبکه ایکس نوشت که سه نفر از محافظان محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری اسبق، در حمله به منزل وی کشته شدند. این روزنامه گزارشی از وضعیت آقای احمدی‌نژاد نداد.

حالا پس از گذشت نزدیک به سه ماه از آغاز جنگ، روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی مدعی شده است که حمله به خانه محمود احمدی‌نژاد با این هدف بوده که در صورت کشته شدن علی خامنه‌ای، او بتواند قدرت را در دست بگیرد.

روزنامه نیویورک تایمز به نقل از «مقام‌های آگاه آمریکایی» مدعی شده است: «این برنامه جسورانه را اسرائیل طراحی کرد، اما خیلی زود این طرح از مسیرش خارج شد.» به ادعای این روزنامه، محمود احمدی‌نژاد نیز طرف مشورت قرار گرفته بود، اما در پی زخمی شدنش در این حمله نظرش نسبت به این برنامه عوض شد.

این روزنامه در ادامه به اظهارات دونالد ترامپ اشاره دارد که گفته بود شاید بهتر باشد «فردی از داخل» ایران اداره کشور را به دست بگیرد. در آن زمان گمانه‌زنی‌هایی درباره هویت این شخص مطرح شد و نام محمدباقر قالیباف و حسن روحانی نیز مطرح شد. روزنامه نیویورک تایمز نتیجه گرفته است که «اکنون مشخص شده است که آمریکا و اسرائیل با گزینه‌ای مشخص و بسیار غافلگیرکننده وارد این درگیری شده بودند: محمود احمدی‌نژاد.»

در سال‌های اخیر، محمود احمدی‌نژاد به‌صورت جسته و گریخته گاهی در صدر خبرها و اغلب در سکوت خبری بوده است. او گاهی به‌رغم هشدار رهبر جمهوری اسلامی ایران در انتخابات نامزد شده و رد صلاحیت شده، و گاهی با اظهارات جنجالی و تندوتیز درباره سیاست داخلی و خارجی از حکومت انتقاد کرده است.

گزارش نیویورک تایمز در حالی به برنامه اسرائیل برای قدرت گرفتن دوباره محمود احمدی‌نژاد اشاره دارد که او در دوران ریاست‌جمهوری‌اش بارها واقعه هولوکاست را «افسانه» و دولت اسرائیل را حکومتی «نژادپرست و جعلی» خوانده بود. او در کنفرانسی در تهران گفته بود: «جهان بدون اسرائیل امن‌تر خواهد بود.»

سخنرانی جنجالی او در اردیبهشت ۱۳۸۸ در سازمان ملل و اعلام مواضعش درباره اسرائیل و فلسطین با جنجال و حاشیه همراه بود.

پیش از آن هم، سخنرانی آقای احمدی‌نژاد در دومین اجلاس ضدنژادپرستی سازمان ملل با انتقاد شدید دبیرکل این سازمان و سران دولت‌های غربی روبه‌رو شده بود.

او در آن سخنرانی درباره اسرائیل گفته بود: «به بهانه هولوکاست با تجاوز، ملتی را آواره کردند و عده‌ای را از آمریکا و اروپا و سایر کشورها به آن سرزمین منتقل کرده و حکومت جعلی برپا کردند و خشن‌ترین نژادپرستان را در نقطه‌ای دیگر، یعنی فلسطین، حاکم کردند.»

در دوران جنگ و پس از آن، محمود احمدی‌نژاد در انظار عمومی دیده نشده است. در ویدئویی خبرساز از مراسم ختم خواهرش در آذرماه ۱۴۰۴، خبرنگاری درباره «انسجام ملی» از او سوال کرد، اما فردی که به نظر می‌رسید محافظ آقای احمدی‌نژاد باشد، گفت «مصاحبه نکنید بهتر است.» احمدی‌نژاد نیز در پاسخ به تکرار سوال خبرنگار گفت: «گوش دادید [محافظ] چه گفتند». انتشار این ویدئو با حدس و گمان‌هایی درباره وجود محدودیت برای فعالیت‌های سیاسی و بیان دیدگاه‌هایش همراه بود.

پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، او نیز مانند دیگر روسای جمهور پیشین، محمد خاتمی و حسن روحانی، با انتشار پیام، رهبری مجتبی خامنه‌ای را تبریک گفت. آقای احمدی‌نژاد در این پیام خطاب به «حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای» نوشت: «انتخاب حضرتعالی توسط اعضای محترم مجلس خبرگان به مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران را تبریک گفته و مزید توفیقات آن جناب را از خداوند منان مسئلت دارم.

از «جیغ و داد» تا فراموشی و نسیان

محمود احمدی‌نژاد پس از فرمانداری ماکو و خوی، با آغاز دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، به استانداری اردبیل رسید.

او،‌ اما، پیش از سال‌های جنگ و ورود به ساختار حکومت، عضو دفتر تحکیم وحدت بود و نماینده بخشی از آن جریان که رویه ضد چپ داشت. او از جمله هم‌زمان با درخواست اشغال سفارت آمریکا از سوی دانشجویان پیرو خط امام، با اشاره به «شعار نه شرقی، نه غربی» روح‌الله خمینی، خواهان اشغال همزمان سفارت شوروی در تهران شده بود.

او و همفکرانش در آن سال‌ها نشریه‌ای دانشجویی در دانشگاه علم و صنعت با نام «جیغ و داد» منتشر می‌کردند؛ عنوانی که به‌گفته برخی، توصیفی از شیوه حضور بعدی آن‌ها در عرصه سیاست بود.

احمدی‌نژاد در دوران استانداری اردبیل به خاطر بازسازی سریع مناطق زلزله‌زده این استان از طرف دولت اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان استاندار نمونه سال انتخاب شد.

در سال‌هایی که اوج قدرت آقای هاشمی رفسنجانی در ساختار سیاسی قدرت بود، احمدی‌نژاد او را چنین ستایش کرده بود: «نام هاشمی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد.»

ستایشی که یک دهه بعد و همزمان با ثبت نام هردو نفر در انتخابات ریلست جمهوری ۱۳۸۴ به نافرمانی و ناسپاسی از رئیس پیشین خود و رقیب فعلی تغییر یافت.

احمدی نژاد در برخورد با رئیس جمهور سابق، همان شیوه‌ای را در پیش گرفت که پیش از آن به خاطرش از اصلاح‌طلبان خرده گرفته بود: «لشکر تخریب و ماشین تبلیغاتی آن‌ها هجوم خود را آغاز کرد و شخصیتی را که تا چند ماه قبل، از او به عنوان امیر کبیر دوران سازندگی یاد می‌کردند و حتی مصمم بودند با تغییر قانون اساسی دوره مدیریت ایشان را تمدید کنند، با ناجوانمردانه‌ترین و پیچیده‌ترین شیوه‌های تبلیغاتی مورد هجوم قرار دادند.»

این تغییر لحن و کلام محمود احمدی‌نژاد از آن پس به یکی از فاکتورهای اصلی شخصیت‌ا‌ش تبدیل شد. ستایش از افرادی که در رده حکومتی از او بالاتر هستند و انتقاد و کنایه از آن‌ها، پس از رسیدن به مناصب بالاتر.

شهرداری تهران: میلیاردهایی که «گم شدند» و دوربرگردان‌هایی که ظاهر شدند

مرحله دوم زندگی سیاسی محمود احمدی‌نژاد با ریاست بر شهرداری تهران در سال ۱۳۸۲ آغاز شد.

شورای شهر اول تهران کارنامه قبولی برای اصلاح‌طلبان در پی نداشت و پس از تحریم انتخابات دوم شوراها و استقبال سرد مردم، محافظه‌کاران به پیروزی رسیدند و احمدی‌نژاد را برای شهرداری تهران انتخاب کردند؛ شهرداری که خود را ادامه‌دهنده راه محمدعلی رجایی رئیس جمهور پیشین ایران، می‌دانست و به ساده‌زیستی اصرار داشت.

علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی، در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق در سال ۱۳۹۲، با اشاره به فشار فراوان به وزارت اطلاعات برای تایید او گفت: «آقای باهنر یک‌ بار گفت که در وزارت اطلاعات را باید گِل گرفت که آقای احمدی‌نژاد را برای شهردار شدن تایید نمی‌کند، در حالی که ما ایشان را برای ریاست‌جمهوری در نظر گرفته‌ایم. چطور است که وزارت اطلاعات ایشان را تایید نمی‌کند؟»

در دوران شهرداری محمود احمدی‌نژاد اقدامات جنجالی فراوانی در تهران انجام شد. تعداد زیادی از مراکز فرهنگی، از جمله خانه تئاتر، اداره تئاتر و آموزشگاه مجسمه‌سازی بسته و جلسات نمایش فیلم و سخنرانی در فرهنگ‌سراها متوقف شد و کلاس‌های قرائت قرآن‌، نهج‌البلاغه‌خوانی و گلدوزی جایگزین آنها شد.

او بارها و به‌صراحت «فرهنگ‌سراها را محل فساد و منکر خواند» و از اينکه بخشی از بودجه شهرداری تهران صرف اين مراکز می‌شود ابراز تأسف کرد. همزمان پیشنهاد به خاک سپردن کشته‌شدگان جنگ که جنازه‌های آنان به‌تازگی پيدا شده را در میدان‌های شهر تهران داد که پس از مخالفت مجلس، این طرح به فراموشی سپرده شد.

شهرداری تحت ریاست او همچنین با یک پرونده تخلف ۳۰۰ میلیارد تومانی رو‌به‌رو شد.

اسماعیل گرامی‌مقدم، نماینده وقت مجلس، با اشاره به فشار غلامعلی حداد عادل برای از دستور خارج شدن این پرونده از مجلس گفته بود: «هیچ گونه فاکتور و اسناد مالی برای مصرف این سیصد میلیارد تومان وجود ندارد و در طرح تحقیق و تفحص هم وقتی که ما به کمیسیون عمران دعوتشان کردیم، هیچ گونه مدرکی ارائه ندادند.»

یکی از یادگارهای دوران شهرداری آقای احمدی‌نژاد دوربرگردان‌های ایجاد‌شده در سطح شهر بود.

طرح ابداعی حذف میدان‌ها و چراغ قرمزها و جایگزینی دوربرگردان‌ها در بزرگراه‌های تهران که با انتقاد شدید کارشناسان شهری روبرو شد.

حمید بهبهانی، مبتکر این طرح و استاد آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه علم‌ و صنعت و معاون حمل و نقل در شهرداری تهران، که بعدها به پست وزارت راه و شهرداری در دولت شاگردش رسید، سال‌ها بعد در مصاحبه‌ای با همشهری ضمن دفاع از آن گفت: «این طرح نه تنها باعث روانتر شدن ترافیک بزرگ‌راه‌های تهران شد، حتی تعدادی از کشورهای اروپایی هم از آن الگوبرداری کردند.»

از بوسیدن دست تا «فحش‌های رکیک»

هنوز دو سال از ریاست شهرداری محمود احمدی نژاد بر تهران نگذشته بود که نماینده اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ شد. انتخاباتی که با تقسیم رای مخالفانش بین اکبر هاشمی‌رفسنجانی، مهدی کروبی و مصطفی معین به مرحله دوم کشیده شد و او با پیروزی بر هاشمی، الگوی قبلی و رقیب فعلی، راهی پاستور شد.

نتیجه این انتخابات با مخالفت هاشمی و کروبی رو‌‌به‌رو شد که به دست بردن در آرا بخصوص در مرحله اول اعتراض داشتند.

به نظر می‌رسید با انتخاب شدن محمود احمدی‌نژاد، آیت‌الله خامنه‌ای به آرزوی دیرین خود رسیده است: انتخاب رئیس جمهوری که همراه سیاست‌های او برای اداره کشور باشد و نقش یک «مجری بی‌نظر و بی‌خطر» را برای ریاست قوه مجریه به عهده بگیرد.

رهبر ایران در مقاطع مختلف، از جمله در جریان وقایع پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، به‌صراحت از او حمایت کرد و گفت که علی‌رغم دوستی ۵۰ ساله با هاشمی رفسنجانی، نظرش در مورد مسائلی چون سیاست خارجی، عدالت اجتماعی و مسائل فرهنگی به احمدی‌نژاد نزدیک‌تر است.

ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد با افزایش نفوذ و قدرت بیت رهبری و سپاه پاسداران در تمامی عرصه‌های حکومت و جامعه همراه شد.

در این دوران همزمان با حذف حلقه اطرافیان روح‌الله خمینی از مراکز قدرت از سوی آقای خامنه‌ای، احمدی‌نژاد هم حذف وزرا و افراد شناخته‌شده دوران اصلاحات و برنامه‌هایشان از وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی را آغاز کرد.

مخالفت با چهره‌های مشهور دهه اول انقلاب اما در دوران انتخابات ۸۸ به اوج خود رسید. در مناظرات انتخاباتی، آقای احمدی‌نژاد حملات خود را به میرحسین موسوی و مهدی کروبی آغاز کرد و دامنه آن را به علی‌اکبر ناطق‌نوری و اکبر هاشمی رفسنجانی هم بسط داد؛ حملات تند و زهرداری که در آن زمان خوشایند محافظه کاران بود.

اما طولی نکشید که شمشیری که احمدی‌نژاد تازه‌کار به روی یاران قدیمی آن‌ها کشیده بود، رد و زخم خود را بر روی آن‌ها هم نشاند و تا «بیت رهبری» هم ادامه یافت.

شاید اولین نشانه این تغییر پس از جلسه بحث و جدلش با یکی از فرماندهان سپاه در جریان «سرکوب خونین و خشن اعتراضات ۸۸» و «خس و خاشاک خواندن» معترضان و بوسیدن شانه علی خامنه‌ای بجای دستش در جریان مراسم تنفیذ ریاست جمهوری آن سال بود.

از آغاز دوره دوم ریاست جمهوری، اختلافات علی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد آغاز شد. این شکاف زمانی علنی شد که آقای خامنه‌ای با معاونت ریاست جمهوری اسفندیار رحیم‌مشایی مخالفت کرد. رئیس جمهور زیر بار نرفت تا اینکه دفتر رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران اعلامیه‌ای دال بر عدم صلاحیت آقای رحیم‌مشایی منتشر کرد.

در ادامه این کشمکش‌‌ها و درخواست تغییر حیدر مصلحی، وزیر وقت اطلاعات و عدم پذیرش آن از سوی آقای خامنه‌ای، رئیس جمهور۱۴ روز در خانه ماند.

قهر و بست‌نشینی نتیجه‌ای نداد و با بازگشت آقای احمدی‌نژاد به ساختمان پاستور اختلافات ظاهرا خاتمه یافت. اما محافظه‌کاران و طرفداران رهبر دیگر متوجه تغییر مسیر او و مخالفتش با سیاست‌های علی خامنه‌ای شده بودند.

آن‌ها با اشاره به آنچه نفوذ جریان انحرافی به رهبری اسفندیار رحیم‌مشایی در دفتر ریاست جمهوری توصیف می‌کردند، خواهان التزام عملی رئیس جمهور به رهبر آن دوران نظام بودند. از کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران، که خواهان اقدام عملی احمدی‌نژاد برای نشان دادن «تبعیت کامل از ولایت» شد تا ابوالقاسم خزعلی نماینده وقت مجلس خبرگان که گفت: «اگر کسی ۲۰ میلیون که نه، اگر ۴۰ میلیون هم رای بیاورد اما ولی‌ فقیه آن را تنفیذ نکند آن ۴۰ میلیون رای برای آن شخص اعتباری به همراه ندارد.»

تذکرات و نصایحی که البته راه به جایی نبرد. قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ احمد علم‌الهدی، نماینده رهبر ایران در مشهد، اظهارات او را پس از رد صلاحیتش «عربده‌کشی» خواند و احمد خاتمی، عضو شورای نگهبان گفت: «اگر کسی ولایت فقیه را قبول ندارد شایسته کاندیدا شدن نیست.»

در این میان البته بسیاری از یاران او هم از حرف و کارهایش اعلان برائت کردند تا آنجا که عبدالرضا داوری که زمانی از طرفداران بسیار جدی محمود احمدی‌نژاد و مشاور او بود، احمدی‌نژاد را متهم کرد که «به نیت سقوط نظام، منتظر حمله آمریکا به ایران بوده است». آقای داوری تا آنجا پیش رفت که محمود احمدی‌نژاد را متهم کرد که علیه رهبر ایران «فحش‌های رکیک» به‌کار برده است.

«آنقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه‌‌دان شما پاره شود»

احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری‌اش، که همزمان با توسعه فناوری هسته‌ای و موشکی ایران بود، به یکی از نمادهای مبارزه جمهوری اسلامی ایران با غرب تبدیل شد.

پوشش ساده و سخنرانی‌های احساسی و مذهبی او که همراه با خواندن آیات قرآن و حدیث بود برای بسیاری از مسلمانان جهان جالب بود.

رئیس جمهور وقت بارها در سخنرانی‌هایش، تحریم‌ها و بیانیه‌های شورای امنیت علیه ایران را به سخره گرفته بود و تاکید کرده بود که تحریم‌ها، تاثیری بر سیاست و اقتصاد و زندگی مردم ایران ندارد.

او با بیان جمله معروف «آنقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه‌‌دان شما پاره شود»، حتی به تاثير معكوس تحريم‌ها عليه ايران اشاره کرده و گفته بود: «اگر حاصل تحريم اين است كه در سه سال گذشته معادل۵۰ سال قبل در كشور رونق و شكوفايی داشته‌ايم پس اين تحريم‌ها برای ما مفيد بوده و ما از آن استقبال می‌كنيم.»

اما بسیاری از اظهارات جنجالی او پس از دوری از قدرت به مرور تغییر کرد. او در چرخشی صد و هشتاد درجه‌ای خواهان گفت‌‌وگو و تعامل با جهان برای حل مشکلات اقتصادی ایران شد و در ادامه به نامه‌نگاری‌های بدون پاسخ به روسای جمهور آمریکا پرداخت.

به نظر می‌رسید احمدی‌نژاد و یارانش با طرح «مکتب ایرانی»، سیاست‌های ملی‌گرایانه، چفیه انداختن نمادین بر گردن کوروش نمادین، و بیان جملات کنایه‌دار به سپاه مانند «برادران قاچاقچی» سعی در یارگیری از بدنه اجتماعی داشتند تا برای روز مبادا و رویارویی با مخالفانشان در ساختار حکومت، قدرت چانه‌زنی بیشتری داشته باشند.

او و یاران وفادارش، مانند رحیم مشائی و حمید بقائی، در این سال‌ها با آگاهی از خواست بخشی از جامعه ایران که راه‌حل گذر از بحران‌های عدیده کشور را در تعامل با دیگر کشورها می‌دانند و از غرب‌ستیزی جمهوری اسلامی ایران خسته شده‌اند، می‌خواستند با به دست آوردن دل آن‌ها، رایشان را هم در پای صندوق‌ها به دست آورند.

اما در شبکه‌های اجتماعی بخصوص همزمان با اعلام مجدد داوطلبی او برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری، عده‌ای از سیاستمداران و کارشناسان و مردم، با یادآوری اعمال قبلی او و سخنانش که کوچکترین شباهتی به بیانات آنروزهایش ‌ نداشت از مواضع متضاد و متناقض او انتقاد کردند.

از رد صلاحیت تا هشدار جنگ

محمود احمدی‌نژاد که هشت سال رئیس جمهور ایران بود پس از یک دوره وقفه، سه بار در سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ برای نامزدی ریاست جمهوری داوطلب شد و در تمامی آن‌ها از سوی شورای نگهبان رد شد.

آخرین آن‌ها پس از مرگ ناگهانی ابراهیم رئیسی بود. احمدی‌نژاد در برنامه‌های سوگواری ابراهیم رئیسی غایب بود و پیراهن سفیدش در جلسه افتتاحیه مجلس خبرگان انتقاد برخی از محافظه‌کاران را به دنبال داشت.

اعلام نامزدی او در آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران که با همراهی عده‌ای از طرفدارانش و قطع شدن میکروفون ستاد انتخابات وزارت کشور همراه بود، نام او را بار دیگر بر سر زبان‌ها انداخت.

او پیش از اعلام حضور خود گفته بود: «دارم شرایط را بررسی می‌کنم و می‌سنجم که چه اقدامی به نفع کشور و مردم است و به صلاح ایران امروز است.»

اعلام مجدد نامزدی آقای احمدی‌نژاد در حالی بود که رهبر سابق ایران بارها از او خواسته بود که در انتخابات شرکت نکند.

علی خامنه‌ای در پاییز ۱۳۹۵ گفته بود: «به ملاحظه صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور» از او درخواست کرده که در انتخابات شرکت نکند.

رهبر پیشین ایران در جلسه درس خارج فقه دغدغه خود را «دو قطبی شدن کشور» دانسته و گفته بود: «من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. این چیز خیلی مهمی که نیست. خیلی طبیعی و ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه اختلاف بشود بین برادران مومن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو.»

در این سال‌ها محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای به حسن روحانی رئیس جمهور وقت درباره وقوع «یک جنگ قریب الوقوع» در منطقه هشدار داده و از مسئولان کشور خواسته بود تا به طور «عاجل» از وقوع جنگ جلوگیری کنند.

رئیس جمهوری پیشین ایران در این نامه نوشته بود: «وقوع یک جنگ مخرب جدید در منطقه حساس خاورمیانه و خلیج فارس برنامه‌ریزی شده و در مسیر اجرای قریب الوقوع قرار گرفته است.»

او پیش از این و در دوره ریاست جمهوری خودش درباره حمله به ایران از سوی آمریکا و بخصوص اسرائیل هشدار داده بود.

او درباره واکنش مقامات تهران به احتمال حمله نظامی به خاک ایران از سوی اسرائیل یا ایالات متحده، گفته بود: «گزینه‌های ما حد و حدودی نخواهد داشت و همه کره زمین را در بر می‌گیرد.»

احمدی‌نژاد در مصاحبه‌ای در مرداد ۱۳۸۹ گفته بود: «فکر می‌کنم بعضی در فکر حمله به ایران هستند، به خصوص آن‌هایی که داخل رژیم صهیونیستی هستند. اما آ‌ن‌ها می‌دانند که ایران یک قلعه استوار است و فکر نمی‌کنم اربابان آمریکایی‌شان اجازه این کار را به آن‌ها بدهند.»

سفر جنجالی و «اتهام جاسوسی به وزارت اطلاعات»

محمود احمدی‌نژاد تمام ترفندها و جدل‌هایش، از اعتراض و انتقاد تا بست‌نشینی و مصاحبه‌های تندش، را به‌زیرکی و با‌ مهارت در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران انجام می‌داد.

اعتراض او در حد همان پوشیدن پیراهنی سفید در خیل سیاهپوشان عزادار ابراهیم رئیسی در افتتاحیه مجلس خبرگان باقی ماند. واکنش حکومت هم تحمل نق زدن‌های گاه‌وبیگاهش بود که برایش نه حبس به همراه داشت و نه حصر. فقط گاهی به او تذکری داده شده که کم‌تر و آرام‌تر حرف بزند یا «اصلا حرف زند.»

او در سال ۱۳۹۷ در پیامی ویدئویی با اشاره به وضع کشور بدون اشاره به رهبر وقت و گذشتن از خط قرمز نظام جمهوری اسلامی گفت: «اقتصاد که در آستانه متلاشی شدن است. اعتماد عمومی به کل سیستم به صفر نزدیک شده است. نارضایتی در اوج است. فقر گسترده است. .. چه کسی مسئول این وضع است؟ همه مقامات کشور، هر سه قوه. بیش از همه آقای روحانی.»

در روزهای آغازین جنبش «زن، زندگی‌، آزادی»، علی خامنه‌ای اعضای جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام را معرفی کرد و برخلاف انتظار عمومی، محمود احمدی‌نژاد همچنان برای یک دوره دیگر در مجمع ماندگار شد.

در تمامی این سال‌ها محمود احمدی‌نژاد نه مانند محمد خاتمی و حسن روحانی از عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام کنار گذاشته شد و نه مانند میرحسین موسوی در سال‌های پس انتخابات جنجالی ۸۸ از شرکت در جلسات مجمع اجتناب کرد.

آقای احمدی‌نژاد در جریان اعتراضات ۱۳۹۸ چند بار از رفتار حکومت در سرکوب معترضان انتقاد کرد اما در دوران اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» سخنی نگفت و واکنشی نشان نداد.

در بهمن ۱۳۹۹ کانال تلگرامی منتسب به او، وزارت اطلاعات را به «جاسوسی و رصد اطلاعاتی» خانه‌اش در شرق تهران متهم کرد.

در این اطلاعیه گفته شد وزارت اطلاعات ایران مدتی است «با نصب دوربین پیشرفته روی بام مدرسه مشرف به منزل، کوچه و میدان محل ملاقات‌های مردمی، برنامه‌ها و رفت‌وآمدها و خودروها و محافظان آقای احمدی‌نژاد را تحت رصد قرار داده است.»

او در مصاحبه‌ای جنجالی در سال ۱۴۰۰ گفت: «مقام ارشد مقابله با اسرائیل در وزارت اطلاعات، خودش جاسوس اسرائیل بود.» موضوع این مصاحبه درباره کشته‌شدن دانشمندان هسته‌ای و سرقت اسناد اتمی ایران بود.

آقای احمدی نژاد همچنین در این مدت چندین سفر به خارج کشور هم داشت که گاهی با جنجال‌ها و حاشیه‌هایی همراه بود. در مهرماه ۱۴۰۲رئیس جمهور پیشین پس از هفت ساعت بست‌نشینی در فرودگاه امام خمینی، پاسپورتش را از ماموران اطلاعات سپاه پاسداران پس گرفت و تهران را به مقصد گواتمالا ترک کرد.

در گزارش نیویورک تایمز با اشاره به این سفر تاکید شده که گواتمالا روابط نزدیکی با اسرائیل دارد؛ نویسندگان گزارش توضیح بیشتری در مورد این سفر نداده‌اند.

او در کنفرانس محیط زیستی گواتمالاسیتی درباره بحران جهانی آب سخن گفت. این سخنان در حالی بیان شد که کارشناسان محیط زیست، نقدهای جدی به سیاست‌های آبی دولت‌های نهم و دهم دارند.

از جمله این انتقادات به دوران ریاست جموهری او می‌توان به «حفر هزاران چاه غیرمجاز در دشت‌های ممنوعه، برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، آغاز روند خشکی دریاچه ارومیه، مجوز ساخت پالایشگاه و پتروشیمی در نزدیکی تالاب میانکاله و افتتاح سد گتوند» اشاره کرد که به گفته بعضی کارشناسان تاثیرات بسیار مخربی بر رود کارون و زندگی و کشاورزی مردم اطراف این رود مهم ایران داشت.

در آن زمان، برخی معتقد بودند بهتر است این رئیس جمهور پیشین، به حضور در جلسات مجمع تشخیص قانع باشد و پیشنهاد سال‌ها پیش غلامحسین الهام مشاور حقوقی‌اش، درباره عدم حضور در مجمع مصلحت به هنگام ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی را سرلوحه خود قرار دهد که گفته بود: «عضویت افراد بیکار در مجمع تشخیص مصلحت، برای جلوگیری از مزاحمت آنان برای نظام است.»

آقای احمدی‌نژاد مانند تمامی رئیس جمهورهای پیش از خود سال‌ها است که از دایره قدرت فاصله گرفته است. در مقابل اگر گزارش نیویورک تایمز درست باشد، شاید حاکی از این باشد که در حکومت‌های اسرئیل و آمریکا نسبت به او نظر مثبتی شکل گرفته است. براساس برخی گمانه‌ها، او هنوز از میزان بالایی از محبوبیت در بین اقشار خاصی از مردم برخوردار است. محمود احمدی‌نژاد در عین حال سیاستمداری است که برخلاف انتقادات و مخالف‌خوانی‌هایش، برآمده از انقلاب و حکومت جمهوری اسلامی است که در همین سیستم به بالاترین سطوح حاکمیت رسید.

در پی کشته‌شدن رهبر پیشین جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ در بحث‌های جانشینی او بارها گفته بود: «به نظرم کسی که در داخل و دارای محبوبیت است مناسبت‌تر خواهد بود؛ اگر چنین فردی وجود داشته باشد. چند نفر را در نظر داریم که فکر می‌کنم کار خوبی انجام دهند.»

آقای ترامپ همچنین گفته بود: «اقداماتی انجام داده تا مطمئن شود افرادی که در فهرست او هستند در طول جنگ زنده خواهند ماند.»

گفته‌هایی که نشان می‌داد فرد منتخب او برای رهبری ایران، برخلاف برخی از گمانه‌زنی‌ها در ایران است.

* بخش‌هایی از این گزارش نخستین بار در ۱۶ خرداد ۱۴۰۳ منتشر شده بود.