شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
یکشنبهای دیگر در جهنم: رقابت ظالمانهای که ستارهها را به زانو در میآورد
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی است که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا رویدادهایی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.
کمتر چیزی درباره این مسابقه منطقی به نظر میرسد.
مسیرهای ناهموار مزارع فرانسه با سنگفرشهای تیزشان حتی برای راه رفتن گاوها هم خیلی مناسب نیست، چه رسد به لاستیکهای باریک و دوچرخههای فوقسبک دوچرخهسوارانی با لباسهای چسبان.
به «جهنم شمال» (L'Enfer du Nord) خوش آمدید؛ نامی که پاریس-روبه، ظالمانهترین مسابقه دوچرخهسواری جهان، به آن شهرت دارد.
این مسابقه با مسافت ۲۶۰ کیلومتر، طولانیترین رقابت کلاسیک دوچرخهسواری نیست و هیچ کوهی هم برای صعود در آن وجود ندارد اما جذابیت مسابقه جای دیگری است.
این رقابت که نخستین بار در سال ۱۸۹۶برگزار شد، بهدلیل سنگفرشهای بیامان یا همان «پاوه» شناخته میشود که تاکنون برخی از بهترین رکابزنان جهان و دوچرخههایشان را خونین و درهمشکسته رها کرده است.
تادج پوگاچار، اسطوره و برنده چهار دوره تور دو فرانس، در هر مسابقه معتبری در دنیای دوچرخهسواری پیروز شده است و اغلب این کار را با فاصلهای بسیار زیاد نسبت به سایرین انجام داده است؛ اما در پاریس-روبه از این خبرها نیست.
۳۰ بخش سنگفرششده در این مسیر باستانی مدتی قبل برای دومین بار این رکابزن اسلوونیایی را مغلوب کرد؛ جایی که او در خط پایان پیست افسانهای مسابقه مغلوب ووت فن آرت بلژیکی شد.
لیزی دیگنان که سال ۲۰۲۱ در حالی قهرمان نخستین دوره بخش زنان شد که لکههای خون روی فرمان دوچرخهاش به جا مانده بود، میگوید: «من این سنگفرشها را نه شبیه سنگفرش منظم میدان یک روستا، آنطور که شاید تصور کنید، بلکه بیشتر اینطور توصیف میکنم که انگار کسی تصمیم گرفته است باری از سنگ را همینطوری رها کند تا هر جا که خواست بیفتد و حالا به طریقی به اینها جاده میگویند.»
«سختترین فشار فیزیکی را که تا به حال روی دوچرخه تجربه کردهاید، تصور کنید، در حالی که همزمان طوری تکان میخورید که حتی عضلات انگشتانتان به شدت درد میگیرند. این کار کمی شبیه به نگهداشتن یک دریل برقی چکشی است، در حالی که با حداکثر سرعت ممکن با دوچرخه حرکت میکنید.»
گروهی از داوطلبان فداکار سال منتهی به مسابقه را صرف نگهداری از این سنگفرشها میکنند؛ تلاشی برای حفظ ایمنی مسیر و در عین حال اطمینان از این که ویژگیهای منحصربهفرد آن دستنخورده باقی بماند.
آمادهسازی این مسیر شامل استفاده از بزها برای چریدن و از بین بردن پوشش گیاهی است که از میان سنگها رشد میکنند. بهویژه در بخش هراسآور جنگل آرنبرگ که رقابتی سرعتی و شوم روی سنگفرشها است و همیشه خطرات زیادی دارد؛ مسیری که اغلب لغزنده است و همواره با بیم و هراس همراه است.
وضعیت آبوهوا نیز اغلب کار را سختتر میکند: اگر باران ببارد، مسیر به باتلاقی تقریبا غیرقابل عبور بدل میشود و کنارهگیریهای بیشماری را به همراه دارد. اگر هوا خشک باشد، گردوخاکی که رقبا و کاروان خودروهای تیمها و موتورسیکلتهای همراه به پا میکنند، به جان شما میافتد؛ در این وضعیت نفس کشیدن دشوار است، چه رسد به دیدن مسیر.
دیگنان در روز باشکوه خود بقیه رکابزنان گروه را غافلگیر کرد و هنگام بارش بارانی سیلآسا از آنها جلو افتاد؛ وضعیتی که باعث شد او در یک لحظه، وقتی چرخ عقب دوچرخهاش در یک پیچ لیز خورد، دوچرخه را به صورت اوریب هدایت کند.
او میگوید: «چرخ همه پنچر میشود و همه تصادف میکنند؛ در واقع مسابقه متعلق به کسی است که پاهای آمادهای داشته باشد و جان سالم به در ببرد. این مسابقه شبیه هیچ رقابت دیگری نیست.»
پاریس-روبه در همان تقویم تور جهانی دوچرخهسواری جادهای قرار دارد که تور دو فرانس یا جیرو دیتالیا در آن برگزار میشوند؛ بنابراین همان گروه از دوچرخهسواران، چند ماه پیش از آنکه در میان گلهای آفتابگردان یک تابستان فرانسوی به آرامی رکاب بزنند، با سرعت تمام روی این سنگفرشها حرکت خواهند کرد.
اما موفقیت در آن مسابقات همیشه به معنای شادی روی این سنگفرشها نیست.
کریس فروم، برنده چهار دوره تور دو فرانس، از این مسابقه متنفر بود؛ او یک بار در آن شرکت کرد و مسابقه را به پایان نرساند. گرگ لوموند، قهرمان سه دوره تور دو فرانس، رتبهای بهتر از چهارمی کسب نکرد. یوناس وینگگارد، برنده دو دوره تور دو فرانس، نیز احتمالا بیشتر تمایل دارد در رالی پاریس-داکار شرکت کند تا این مسابقه.
البته کسانی هم بودهاند که در هر دو بخش موفق عمل کردند؛ از جمله برنار اینو و ادی مرکس که اغلب بهعنوان بزرگترین دوچرخهسوار تاریخ ستایش میشود و هر کدام پنج قهرمانی تور دو فرانس را در کارنامه درخشان خود دارند اما حتی آنها هم وقتی نوبت به «جهنم» میرسید، بهترین نبودند.
«جهنم» به رکابزنان قدرتمند تعلق دارد؛ دوچرخهسواران تنومند مسابقات کلاسیک که نمیتوانند روزهای پیاپی از کوهها بالا بروند اما میتوانند در یک روز حماسی از مسابقه مسافتی طولانیتر را با فشاری سنگینتر پشت سر بگذارند.
پوگاچار که عادت کردهایم بیینیم مسابقات را با اختلاف چند دقیقه ببرد، پس از دور قبلی مسابقات گفت: «هر بار که تلاش کردم [حمله کنم]، پاهایم دیگر توان سابق را نداشتند و [فن آرت همیشه] سایهبهسایه من حرکت میکرد.»
برای فن آرت که بسیاری او را به عنوان «خوشاخلاقترین مرد دوچرخهسواری» میشناسند و با تشویق شدید هواداران وارد پیست شد، این پیروزی به سادگی «تحقق یک رویا» بود که «سالها برای آن تلاش کرده بود.»
هیچ چیز بیشتر از این نشان نمیدهد که شما بخشی از رویدادی بسیار دشوار و عمیق هستید، وقتی که قهرمان مسابقه پیروزی خود را به همتیمیاش تقدیم میکند که هشت سال پیش جانش را روی همین سنگفرشها از دست داد. مایکل خولارتس بلژیکی در جریان مسابقه سال ۲۰۱۸ بر اثر ایست قلبی درگذشت.
حتی وقتی برنده مسابقه میشوید، نمیتوانید از سنگفرشها فاصله بگیرید.
جام قهرمانی هم تکهای از همین سنگفرشها است که یک سنگتراش محلی آن را آماده میکند؛ او روی سنگفرشهایی کار میکند که برای نسلها گم شده بودند، چرا که مسیرهای ساختهشده از آنها بر اثر بمبهای آلمان در طول جنگهای جهانی منفجر شده بودند و دههها بعد توسط کشاورزان دوباره به سطح زمین آورده شدند. کشاورزان این سنگها را کنار مسیرهای امروزی رها میکنند تا برای فاتح سال آینده تراشیده شوند.
دیگنان میگوید: «این جادهها همانطوری هستند که همیشه بودهاند. این مسیرها، جدای از دوچرخهسواری، غرق در تاریخ خود هستند؛ تاریخ جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم... این جا فقط زمینی است که نباید در آن مسابقه داد؛ واقعا منطقی به نظر نمیرسد.»
«هر اتفاقی که ممکن است رخ دهد، در همان یک روز اتفاق میافتد؛ این مسابقه هر چه را که در توان دارد به سمت رکابزن پرتاب میکند و تماشایش چنین منظره باشکوهی خلق میکند.»
به اعتقاد دیگنان حرکت روی سنگفرشها نیازمند روشی منحصربهفرد و برخلاف شهود فردی است؛ باید چنان با سرعت حرکت کنید که دوچرخه شما فرصتی برای گیر کردن در پستیوبلندیها و تغییرات شکل سنگفرشها نداشته باشد و تا حد امکان فشار کمتری به فرمان دوچرخه وارد کنید.
ایان استنارد بریتانیایی، دارنده بالاترین رتبه مشترک در میان مردان کشورش، مرد مسابقات کلاسیک دوران طلایی تیم اسکای که اکنون تیم را از خودروهای پشت سر هدایت میکند و در سال ۲۰۱۶ به مقام سوم رسید، میگوید: «هر کسی داستانی برای گفتن دارد... البته اگر به خط پایان برسد.»
«وقتی اوضاع خوب پیش میرود، شما فقط روی سنگفرشها حرکت میکنید، اما وقتی پاهایتان دیگر یاری نمیکنند، با هر سنگ برخورد شدیدی خواهید داشت.»
«این یک مسابقه عالی برای مردم است؛ آنها همگی از مرز بلژیک میآیند تا مسابقه را از کنار جاده تماشا کنند، چادر بزنند و اوقات خوشی داشته باشند. هنگام مسابقه میتوانید بوی کبابها را حس کنید. این رویداد واقعا توجهها را به این منطقه جلب میکند.»
البته باید در نظر داشت که اینجا منطقهای محروم است. روبه امروزی که شهری قدیمی در حوزه معدن و نساجی است، بیش از سهم خود با فقر دستبهگریبان است؛ جایی که معماری آجری و چشمگیر گذشته از میان دود و غبار شهر برای رسیدن به دورانی اعیاننشینتر فریاد میزند و این تلاش را میتوان در چیدمانهای هنر خیابانی و راهاندازی رستورانهای نوپا دید.
کشاورزی، زغالسنگ، جنگها... و باز هم کشاورزی. پاریس همیشه هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر فرهنگی دورتر از آن چیزی به نظر میرسد که فکرش را میکنید.
این مسابقه، بهرغم نامش، این روزها حتی از پایتخت فرانسه که به ثروت و مد مشهور است شروع نمیشود، بلکه در عوض از دورترین حومههای آن آغاز میشود.
به همین دلیل است که این مسابقه برای مردم این منطقه اهمیت بیشتری دارد تا تور دو فرانس برای پاریسیها یا ساکنان کوهستان آلپ.
مردم محلی، با تکان دادن پرچمها و به صدا درآوردن بوقهای بادی، کنارههای مسیرهای ناهموار را که عرض آنها کمی بیشتر از چند متر است پر میکنند؛ آنها ابتدا موتورسیکلتها و خودروهایی را تماشا میکنند که با سرعت روی مسیر بالا و پایین میپرند و سپس انبوهی از دوچرخهسواران که خارج از کنترل به نظر میرسند، پیش چشمانشان میآیند.
ساکنان شمال پاریس و جنوب بروکسل، حفاری و شخم زدن و ساختوساز، و بسیاری از آنها حتی جنگیدن را در این میدانها که شاهد نبردهای خونینی بودهاند، تجربه کردهاند.
فیورلا که برای پدربزرگ و مادربزرگش در کافهای در روبه در گوشه خیابانی نزدیک مسیر مسابقه کار میکند، میگوید: «من کشته مرده دوچرخهسواری نیستم ولی دوستش دارم. این مسابقه قطعا برای ما در این منطقه مهم است. میدانید، ما، اهالی لیل، بلژیکیها و حتی هلندیها... همه با هم هستیم.»
«اینجا شرایط متفاوت است؛ طرز تفکر ما فرق میکند. با وجود تمام این کارخانهها، ما تولیدکننده هستیم. کار سخت؛ این همان چیزی است که به آن پایبندیم. این موضوع برای پاریسیها و اهالی جنوب تفاوت دارد.»
پنجاه سال پیش، پاریس-روبه در مستند «یکشنبهای در جهنم» که اثری محبوب میان هواداران دوچرخهسواری شد، به تصویر کشیده شد.
این فیلم تلاش مرکس همهفنحریف را نشان میداد که میخواست از دستیابی اسطوره قدرتمند آن زمان، یعنی راجر د فلامینک بلژیکی، به چهارمین عنوان قهرمانیاش جلوگیری کند. در پایان اما مارک دمیر هر دو رکابزن را ناکام گذاشت؛ دوچرخهسواری که اغلب نادیده گرفته میشد.
مسابقه سال ۲۰۲۶ به نوعی آینه تمامنمای آن دوران بود؛ جایی که درخشش همهجانبه پوگاچار در برابر تلاش ماتیو فان درپول قدرتمند برای کسب چهارمین عنوان قهرمانی و معادلسازی با رکورد تاریخ قرار گرفت اما این بار فن آرت که شانس کمتری برایش تصور میشد، هر دو نفر را ناکام گذاشت.
آن فیلم همچنین روحیه مردم این منطقه را به تصویر کشید؛ موتورخانه مغرور و زحمتکش فرانسه که یکی از خودشان را از کافهها و مغازههای توتونفروشی تشویق میکردند.
از سال ۱۸۹۶، زمانی که دو صنعتگر حوزه نساجی تلاش کردند این شهر را معرفی کنند و به آنها گفته شد که مطمئن شوند نام پاریس به نحوی در عنوان مسابقه گنجانده شود، تغییر چندانی در فرهنگ شمال ایجاد نشده است.
با توجه به این موضوع، این مسابقه بیرحم که بزرگان را به زانو درمیآورد و سراسر مظهر اراده و سخت جانی است، کاملا منطقی به نظر میرسد.