ارمنستان و جمهوری آذربایجان؛ چگونه می‌توان بر نفرت موجود غلبه کرد؟

    • نویسنده, محرم زینالوف
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

باکو و ایروان ممکن است در سال ۲۰۲۶ پیمان صلحی را امضا کنند که به بیش از سه دهه درگیری میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان پایان دهد. اما همه ارمنی‌ها و آذربایجانی‌ها برای این آشتی آماده نیستند.

«من می‌خواهم در سراسر جهان صلح برقرار باشد. چیزی را که شایسته‌اش هستی از تو دریغ نمی‌کنم و ۱۲ امتیاز جمهوری آذربایجان را به تو می‌دهم.» این را سمیرا افندی، خواننده آذربایجانی و عضو هیئت داوران مسابقه موسیقی «سیلک وی استار» که در نوامبر ۲۰۲۵ در قزاقستان برگزار شد، با صدایی هیجان‌زده خطاب به سارو گئورگیان، خواننده ارمنی، گفت.

دادن بالاترین امتیاز از سوی جمهوری آذربایجان به یک ارمنی اتفاقی نادر است، اما خانم افندی به این هم بسنده نکرد و سارو را در آغوش گرفت.

او در نوامبر ۲۰۲۵ به رسانه‌های محلی گفت: «وقتی ۱۲ امتیاز را دادم، با اشاره نشان داد که می‌خواهد مرا در آغوش بگیرد.» سمیرا افندی افزود که نگران بود پدرش، که کهنه‌سرباز جنگ اول قره‌باغ است، کارش را درک نکند. اما به گفته او، پدرش با او تماس گرفت و گفت کار بدی نکرده است.

با این حال، پس از بازگشت سمیرا افندی به باکو، موجی از حملات و انتقادها آغاز شد. یکی از مجریان تلویزیون محلی به او گفت «این ادعاهای نادرست شما و این جملاتتان مادران ما را آزرده است» و از او خواست از خانواده‌های کشته‌شدگان جنگ عذرخواهی کند.

در شبکه‌های اجتماعی نیز این موضوع داغ شد و برخی او را به دوستی با «دشمن» و بی‌احترامی به کشته‌شدگان متهم کردند.

او در پاسخ به منتقدان گفت: «چرا باید عذرخواهی کنم؟ زمانی خواهد رسید که مردم آشتی کنند. مرا به خاطر این سرزنش می‌کنند که اولین قدم را برداشته‌ام.»

با وجود آن‌که در پایان سال ۲۰۲۵ دو کشور تبادل رسمی هیئت‌های فعالان اجتماعی را آغاز کردند، این «گام نخست» سمیرا افندی همچنان اقدامی بسیار جسورانه برای مردمانی است که بیش از ۳۰ سال با یکدیگر در خصومت بوده‌اند.

«ستیز مقدس»؛ نفرت تا چه اندازه ریشه دوانده است؟

مناقشه میان ارمنی‌ها و آذربایجانی‌ها، که ریشه در اختلافات بر سر حاکمیت بر قره‌باغ کوهستانی (منطقه‌ای ارمنی‌نشین در قلمرو جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی) داشت، حتی پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رو به وخامت گذاشته بود.

یکی از نخستین موج‌های بزرگ خشونت، کشتار ارمنیان در شهر سومقاییت آذربایجان در سال ۱۹۸۸ بود. پس از آن، اخراج گسترده آذربایجانی‌ها از ارمنستان و ارمنی‌ها از آذربایجان آغاز شد.

در سال ۱۹۹۲، این بحران به جنگی تمام‌عیار با هزاران کشته و صدها هزار آواره در هر دو سوی درگیری تبدیل شد. در جنگ نخست (۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴) ارمنستان پیروز شد و در جنگ دوم در سال ۲۰۲۰، جمهوری آذربایجان دست بالا را یافت.

در بیش از ۳۰ سال گذشته، نسلی کامل رشد کرده که در فضای نفرت پرورش یافته، در زندگی روزمره نماینده‌ای از ملت همسایه ندیده و مجموعه‌ای از رنج‌ها و کینه‌های واقعی را با خود حمل می‌کند.

از اواخر دوره شوروی، با تلاش روزنامه‌نگاران، نویسندگان و شاعران در هر دو سوی مناقشه، نوعی تقدس پیرامون قره‌باغ شکل گرفت. برای نمونه، شهر شوشا برای هر دو ملت به عنوان «پایتخت مقدس» معرفی شد، در حالی که نسبت به دیگر شهرهای منطقه قدمت چندانی ندارد.

زخم‌های تاریخی بزرگ‌نمایی یا بازتعریف شدند و در جامعه نوعی فرهنگ اهریمن‌سازی از طرف مقابل شکل گرفت.

آلتای گویوشوف، جامعه‌شناس، درباره سیاست‌های جمهوری آذربایجان می‌گوید: «شما ۳۰ سال مشغول به این کار بودید؛ تصویری از ارمنی به عنوان یک وحشی ساختید. به نوعی، اکنون حکومت گروگان همان چیزی شده که طی ۳۰ سال ساخته بود.»

ارمنی‌ها کشتار آذربایجانی‌ها در باکو در مارس ۱۹۱۸ را به یاد نمی‌آورند و آذربایجانی‌ها نیز از کشتار ارامنه در سپتامبر همان سال در همان شهر یادی نمی‌کنند. هر دو طرف می‌خواهند منحصرا در نقش قربانی ظاهر شوند.

مقام‌های هر دو کشور به انکار حقایق ناخوشایند روی آوردند. در جمهوری آذربایجان تلاش می‌شد ثابت شود که کشتار ارامنه در سومقاییت از طرف خود ارمنی‌ها سازماندهی شده است، و در ارمنستان این تئوری ترویج می‌شد که کشتار غیرنظامیان در روستای آذربایجانی خواجه‌لی در سال ۱۹۹۲ به دست خود آذربایجانی‌ها صورت گرفته است.

در جمهوری آذربایجان، واژه «ارمنی» ناسزا تلقی می‌شود و در ارمنستان نیز واژه «ترک» - که آذربایجانی‌ها را نیز در بر می‌گیرد - چنین جایگاهی دارد.

بوریس ناواساردیان، روزنامه‌نگار و فعال باسابقه در طرح‌های مدنی صلح، می‌گوید سطح کینه حتی به جزئیات هم کشیده شده است: «در ورزش، مثلا مقام هفدهم در یک رقابت بین‌المللی اگر همراه با شکست دادن حریف آذربایجانی یا ارمنی باشد، ارزشمندتر از مدال نقره است. در مسابقات موسیقی هم همین‌طور؛ رتبه بالا آن‌قدر مهم نیست، بلکه آنچه مهم‌تر است کسب مقام بالاتر از نماینده کشور همسایه است.»

در مسیر صلح؛ آیا دولت‌ها آماده‌اند؟

در اوت ۲۰۲۵، رهبران ارمنستان و جمهوری آذربایجان با میانجی‌گری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، سرانجام متن پیمان صلح را تایید کردند. بر اساس این متن، دو کشور متعهد شدند از تهدیدهای متقابل و ادعاهای ارضی علیه یکدیگر دست بردارند.

این توافق هنوز نهایی نشده است، اما انتظار می‌رود در سال جاری این اتفاق بیفتد، البته جمهوری آذربایجان خواهان اصلاح قانون اساسی ارمنستان پیش از آن شده است. این کشور معتقد است در قانون اساسی ارمنستان ادعاهایی علیه تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان وجود دارد.

نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، می‌گوید کشورش به قانون اساسی جدیدی نیاز دارد که «پایداری کشور را در شرایط ژئوپلیتیک جدید تضمین کند»، اما به صراحت نمی‌گوید که این اقدام در پاسخ به خواسته باکو انجام می‌شود.

در پایان سال ۲۰۲۵، دو کشور تجارت را از سر گرفتند؛ امری که تا چند سال پیش غیر قابل تصور بود.

روابط اقتصادی دو کشور با فروپاشی شوروی از هم گسست و پس از جنگ اول نیز احیا نشد. در سال ۲۰۱۷، کشف سیب‌های آذربایجانی در برخی فروشگاه‌های ارمنستان جنجال و حتی پرونده کیفری به دنبال داشت.

اما در نوامبر ۲۰۲۵، جمهوری آذربایجان برای نخستین بار اجازه ترانزیت کالا به مقصد ارمنستان از خاک خود را صادر کرد و در دسامبر نیز فروش بنزین به ارمنستان را آغاز کرد.

به نظر می‌رسد که هر دو کشور به یک اندازه خواهان صلح هستند، اما در واقعیت، وضعیت پیچیده‌تر است.

آقای پاشینیان یک سال پیش در کنفرانسی خبری، در حالی که نقشه‌ای طلایی‌رنگ از ارمنستان را که از ورق فلزی بریده شده بود در دست داشت، گفت: «این قلمرو جمهوری ارمنستان است و ما فراتر از این خط مرزی نباید هیچ ادعایی داشته باشیم، زیرا هر ادعایی بیرون از این خط، به نقطه ضعف ما تبدیل خواهد شد.»

نیکول پاشینیان مسیر طولانی و پرفرازونشیبی را پیموده است: از بیانیه‌های تند و سرسختانه درباره قره‌باغ و رقصیدن در شوشا در جشن سالگرد تصرف این شهر به دست ارمنی‌ها در دهه ۱۹۹۰ میلادی، تا چشم‌پوشی از هرگونه ادعای ارضی نسبت به این منطقه و حتی قدردانی از باکو بابت بازگشایی مسیرهای ترانزیتی از خاک ارمنستان.

مخالفان نخست‌وزیر ارمنستان، او را «خائن» می‌خوانند و چند سال پیش تظاهرات گسترده‌ای علیه امتیازدهی به جمهوری آذربایجان برگزار کردند.

در مقابل، الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان، با بهره‌گیری از جایگاه خود به عنوان پیروز میدان، نه‌تنها تن به مصالحه نمی‌دهد، بلکه هنوز دست از ادبیات جنگ‌طلبانه برنداشته است.

در نوامبر سال گذشته، او با استناد به نقشه‌های اوایل قرن بیستم، از دریاچه ارمنی «سوان» با نام ترکی آن یعنی «گویچه» یاد کرد. علاوه بر این، او همچنان از اصطلاح «آذربایجان غربی» استفاده می‌کند و با این عبارت، قلمرو ارمنستان را مدنظر دارد.

ایروان معتقد است این ادبیات با ایده صلح در تضاد است.

در ماه دسامبر گذشته، آقای پاشینیان پیشنهاد کرد در سطح دولتی توافق شود که باکو از ترویج ایده «آذربایجان غربی» دست بردارد و در مقابل، ارمنستان مطالبه بازگشت ارمنی‌های قره‌باغ را که پس از عملیات نظامی سپتامبر ۲۰۲۳ منطقه را ترک کردند، مطرح نکند. الهام علی‌اف هنوز پاسخی به این پیشنهاد نداده است.

«تماس‌های خارج از کنترل»؛ صلح چگونه حاصل می‌شود؟

مقام‌های هر دو کشور، در دهه‌های گذشته با بی‌اعتمادی به ابتکارهای مدنی صلح‌طلبانه نگاه کرده‌اند.

بازداشت بهروز صمدوف، پژوهشگر آذربایجانی با مواضع صریح ضد جنگ در باکو، هشدار صریحی برای حامیان نزدیکی دو ملت بود. تابستان سال گذشته، او به اتهام جاسوسی به ۱۵ سال حبس محکوم شد. مبنای این اتهام، مکاتبات او با همکاران ارمنی‌اش بود که در آن‌ها جمهوری آذربایجان را بابت جنگ دوم قره‌باغ محکوم کرده بود. فعالان حقوق بشر آقای صمدوف را یک زندانی سیاسی می‌دانند.

در پاییز ۲۰۲۵، مقام‌های دو کشور نشست‌هایی میان نمایندگان جامعه مدنی در ایروان و سپس در باکو برگزار کردند. هیئت‌ها درباره مسائل انسانی، احیای روابط اقتصادی و جست‌وجوی مشترک مفقودان دو جنگ گفت‌وگو کردند.

با این حال، در حالی که نمایندگان ارمنی پیش‌تر نیز مستقل از دولت با آذربایجانی‌ها دیدار می‌کردند، در هیئت جمهوری آذربایجان چهره‌های مستقل حضور نداشتند و افراد نزدیک به دولت غالب بودند.

آلتای گویوشوف، جامعه‌شناس، می‌گوید: «جامعه مدنی مستقل جمهوری آذربایجان تحت فشار است. بهروز و محافل دانشگاهی به ابتکار خود در این نشست‌ها شرکت می‌کردند، اما دولت با هر ابتکار مستقلی دشمنی دارد و همه چیز باید زیر کنترل آن باشد.»

بر اساس نظرسنجی «موسسه بین‌المللی جمهوری‌خواه» در اکتبر ۲۰۲۴، بیش از نیمی از ارمنی‌ها از ایده صلح با جمهوری آذربایجان حمایت می‌کردند. ۳۸ درصد آن را مطلوب اما دست‌نیافتنی و ۳۳ درصد آن را نامطلوب و دست‌نیافتنی می‌دانستند. در جمهوری آذربایجان نظرسنجی مشابهی انجام نشده است.

مارک گریگوریان، روزنامه‌نگار ارمنی که سال‌ها در نشست‌هایی با نمایندگان جامعه مدنی جمهوری آذربایجان حضور داشته، معتقد است بهترین راه برای دستیابی به آشتی میان دو ملت، فراهم کردن امکان تجارت و گفت‌وگو برای مردم است.

او می‌گوید: «مهم‌ترین اقدام، بازگشایی راه‌هاست تا نه دولت‌ها، بلکه مردم عادی بتوانند در مناطق مرزی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و دادوستد کنند.»

آقای گریگوریان از بازار عمده‌فروشی بزرگی در روستای عمدتا آذربایجانی‌نشین ساداخلو در گرجستان و در نزدیکی مرز ارمنستان یاد می‌کند که در اوایل دهه ۲۰۰۰ فعال بود. در آنجا هزاران نفر به دادوستد مشغول بودند و آن مکان به نوعی نماد صلح در زندگی روزمره بدل شده بود.

به گفته عارف یونس، فعال حقوق بشر و کارشناس مناقشه قره‌باغ، پیش از هر چیز لازم است گفت‌وگوها درباره اصطلاح موسوم به «آذربایجان غربی» و ادبیات مبتنی بر دشمنی قومی متوقف شود و اجازه داده شود تا دیپلماسی واقعی مردمی، به دور از کنترل دولت شکل بگیرد.

با این حال، او در امکان‌پذیر بودن این امر از سوی جمهوری آذربایجان تردید دارد. آقای یونس منطق مقامات جمهوری آذربایجان را این‌گونه تفسیر می‌کند: «فردا که آذربایجانی‌ها تماس‌های کنترل‌نشده با ارمنی‌ها را آغاز کنند، به این معناست که تو با سرویس‌های اطلاعاتی ارمنستان در تماسی و در نتیجه، بالقوه یک جاسوس ارمنی هستی.»

او درباره ممنوعیت تردد از مرزهای زمینی که از زمان همه‌گیری کرونا برقرار است، می‌گوید: «آن‌ها (مقام‌های جمهوری آذربایجان) مرز را به روی شهروندان خودشان باز نمی‌کنند، آن وقت شما انتظار دارید مرز را به روی ارمنی‌ها باز کنند؟»

بی‌بی‌سی از وزارت خارجه، وزارت آموزش و اداره ریاست‌جمهوری آذربایجان خواست درباره عوامل مطرح‌شده در این گزارش که می‌تواند بر روند صلح اثر بگذارد، اظهار نظر کنند، اما پاسخی دریافت نکرد. وزارت خارجه ارمنستان نیز به درخواست ما پاسخ نداد.

آشتی ملت‌ها پس از جنگی طولانی و خونین، فرآیندی دشوار و زمان‌بر است.

این موضوع در تجربه کشورهای حوزه بالکان به خوبی دیده می‌شود؛ جایی که ملت‌ها، با وجود درگیری‌های قومی خونین در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی، همزیستی و تجارت با یکدیگر را آموخته‌اند. با این حال، بسیاری از زخم‌ها و اختلافات همچنان حل‌نشده باقی مانده که بخشی از آن ریشه در نبود نگاهی انتقادی به تاریخ خودشان دارد.

لارنس برورز، کارشناس قره‌باغ در اندیشکده چتم هاوس بریتانیا، می‌گوید: «در مسیر آشتی، شکست‌ها بیشتر از موفقیت‌ها بوده است. ارمنی‌ها و آذربایجانی‌ها باید فرمول و مسیر خاص خود را بیابند.»

او روند کنونی نزدیک شدن نخبگان سیاسی را «نامنسجم و گسسته، اما تا همین اواخر غیر قابل تصور» توصیف می‌کند.

آقای برورز به این نکته اشاره می‌کند که جامعه در این فرآیند نقشی ایفا نمی‌کند.

او می‌گوید: «مفهومی به نام صلح روزمره وجود دارد که در آن شما دخالت نمی‌کنید، بلکه به عمل‌گرایی مردم در تعامل با یکدیگر تکیه می‌کنید. تجربه بازار ساداخلو در گرجستان نشان داد که اگر مانعی در کار نباشد، ارمنی‌ها و آذربایجانی‌ها به خوبی با یکدیگر کنار می‌آیند.»